هلو علیکم بر ملت شریف و مهر پرور سیسترین گرام آرشام خان.
DAY 20
زادروزه با سعادتم خجسته باد.
هر سال که گوله ای دیگه از برف سپید زمستونی رو خدای مهربون رو دستام میذاره ،کلی ذوق میکنم و از دیدن تازگی و طراوت و زیباییش به وجد میام
نخست که تو دستم حسش میکنم ،قادر به تشخیص کم و زیادش نیستم و به مرور مشخص میشه ولی میدونم ،ایمان باید داشت به جمله معروف " هرچه از دوست رسد نکوست."
به مرورزمان قطره قطره آب میشه و از بین انگشتانم سر ریز میشه و هر کدوم به سویی پرواز میکنند و در جایی فرود میان.یا مرهمی بر زخم یا نفتی بر آتش یا آبی به ریشه و نطفه گلی تازه شکفته در وجودم و یا....بدل میشن.گاهی آنچنان تند تند آب میشه که دستام بدجوری یخ میزنه به طوری که حتا نمی تونم انگشتامو تکون بدم حالات مختلف و روز و شب های پر نوسانی رو برام رقم زده
ارزشمندتر اینه که با چی یا کی دستامو گرم کنم یا خیسیش رو خشک کنم
یا دستامو تو چه شرایط و موقعیت و آب و هوایی قرار بدم که اندوخته ای ارزشمند نیز برای سال های آتی داشته باشم.
زندگی یه حرکت دایره واره که سال به سال به شعاعش افزوده میشه.تو این گردش و امواجه در هم تنیده شده و زیر فشار و سرگیجه های اون به هر شونه ای چه درونی چه بیرونی تکیه نکرد و.هر راهی رو برای حرکت انتخاب نکرد.باید طوری دست هامون رو استوار و مقاوم به وقت فشرده و در هم مشت کنیم و به وقت باز کنیم و سبک بال تر از پرنده به پرواز دراومد
باید این سپیدی برف رو به سیاهی مطلق نکشونیم و اگر هم قرار بر آب شدن برف هاست که بایدم آب شه و اون رو به مصرف برسونیم .آبی زلال و شفاف و به درد بخور ی رو رقم بزنیم که حیات بخش باشه
امروز به لطف خدای کعبه ،خالق سرزمین پاک آریایی ،خالق من و توو
باز برگی دیگر از فصلی دوار و نا متناهی زندگیم ورق خورد
و طالعی نو و طرحی نو در دستانم جای گرفت.نمیدونم امسال به سانه پارسال و سال های قبل به نقطه پایان سال 91 نیز خواهم رسید یا خیر!!

این که باشم یا نباشم مسئله این نیست
مسئله اینه که ایمان دارم خدا زیباست و روحی زیبا رو در سرشته گلی ام جای داده
و میدونم که خدا عجیب مارو دوست داره ولی درک این دوست داشتن خیلیییییییییییی سخته
خیلی سخته وقتی کوله بارت رو بستی و آماده ای که بعد چند سال شرایطه یه سفره چند روزه با خونوادت فراهم شده به یکباره رو پله ها زمین بخوری و پات تا چند هفته تو گچ بره و خونه نشین شی
خیلی سخته که گله و شکایت نکنی! ولی اگه میتونستیم با وسیله ای شبیه گوگل از نمای بالا نقشه مسیر سرنوشت رو ببینیم قطعا درک خیلی چیزا برامون ساده تر بود
ولی اگه میشد ،میدیدی که تصادفی در اون روز در پیش داشتی که خودت و پسر بچه و جوانی رو به کام مرگ میکشوندی که خودت را دست دهنده و سرپرستی بچه یتیمی که بر عهده گرفتی نجات داد..جوان را که سرپرست سه خواهرش بود دعای خیر و حمایتی اونها و پسر بچه رو نگاه منتظره مادری که یگانه امید و شوق نفس کشیدنش بعد از مشکلات و جدایی از همسره معتادش نگه داشت..
شاید شبیه فیلم هندی باشه ولیییییییی این کمترین پیچیدگی ذاته خلقته
از تابستون که در جریان دگردیسیم بودید تا به امروز عجیب چیزهایی رو دیدم که شاخم دراومده
هنوز تو شوکم و بسیار علامت سوال دارم ولی ... چاره ای جز حرکت بر موج های این راه رو ندارم و نمیدونم چی میشه و چی از این دریای متلاطم بیرون میاد از من
اماااااا
خوب و بد
365 بار خورشید زندگیم غرب و شرق رو در نوردید و با امروز با یه مکث و یه پله بالاتر رفتن حرکتشرو شروع کرد

روزهای سختی رو گذروندم ولی نمیخواممم اینجا و امروز از اونا بگم میخوام فقط از امید و امیدوار بودن بگم
از روزهای خوب و خوب تر بگم...از پارسال که همین روز گفتم که دیگه قید جراحی و کاراشو و زدم...
دریچه های جدیدی به روم باز شد که ناراضی نیستم و شاکرم ولی راضی هم نیستم ! چون مسیره طولانیه و فعلا باید برم و برم تا به جاهای خوبش برسم !
یه سال به تجربیاتم ،به سخت جان بودن و سخت کوشیم اضافه شد
خاطرات خوبه زیادی رو داشتم..تلخ هم داشتم..
همین که یه ساله تموم با همه کمرنگ بودن ها ولی باز سعادت حضور و استفاده از
سایه پر مهر شماها رو کسب کردم ..کلی به خودم میبالم و به داشتنتون افتخار میکنم..
آرزوی سبد سبد سلامتی و سعادت و سرافرازی و سروری درونی و جاودانه رو برای
همه تون دارم
عدد "2" و همه مشتقاتش رو دوس دارم..
واسه همین دوشاخه گل به رسم احترام و ادب تقدیم همه تون میکنم..

پی نوشت سرآشپز آرشامی:
اینم دستپخت شبه تفلدی اینجانبان
که ملت بدونن که پرزیدنت مرد سالار نبیده و بر خلافه خان بودنش بسیاز به تساوی
حقوق و کدآقاگری علاقه داشته بید...


پی نوشت 2:
راستی آهنگ وبم عوض کردماااااا
تبریک نوشت تولدی دیگررررررر:
زادروز و تولده دوباره ات در این گیتی
خجسته باددددددددد

